السيد الخميني

55

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

و حق تعالى به لسان كتب آسمانى و لسان انبياء معظَّم و اولياء مكرَّم - عليهم السلام - براى ما بيان فرموده ، به نظر ما از يقينيّات نيست ، و اگر صورتاً اظهار ايمان به آنها كنيم يا فرضاً اعتقاد عقلى نيز به آنها داشته باشيم ، از روى برهان و تعبد به قول اولياء و علماء ، ايمان قلبى - كه ميزان كمال انسانى است - به آنها ، فى الحقيقه ، نداريم و با پاى استدلالى چوبى « 1 » مىخواهيم اين راه پر پيچ و خم و طريق پر خطر را طى كنيم ، و با اين عِدّه و عُدّه به مقصد نمىرسيم ، و از رهروانِ منزل عشق بازمىمانيم . و در آخرِ اين حديث شريف ، كه ما در صدد شرح آن هستيم ، اشاره‌اى به بعض آنچه در اين چند ورق نموديم فرموده ، آن جا كه فرمايد : « فَلا تَجْتَمِعُ هذِهِ الْخِصالُ كُلُّها مِنْ أجْنادِ الْعَقْلِ إلّا فِى نَبِيٍّ أوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ أوْ مُؤْمِنٍ قَدِ امْتَحَنَ اللّهُ قَلْبَهُ لِلإيْمانِ وَ أمّا سائِرُ ذلِكَ مِنْ مَوالِينا فَإنَّ أحَدَهُمْ لا يَخْلُو مِنْ أنْ يَكُونَ فِيْهِ بَعْضُ هذِهِ الْجُنُودِ حَتّى يَسْتَكْمِلَ وَ يَنْقى مِنْ جُنُودِ الْجَهْلِ ، فَعِنْدَ ذلِكَ يَكُونُ فِي الدَّرَجَةِ الْعُلْيا مَعَ الْأَنْبِياءِ وَ الْأَوْصِياءِ » . از اين حديث شريف ، معلوم شود كه : مؤمنينى كه قلبهاى آنها مصفّى و خالص شده باشد براى نور ايمان ، تمام اين خصال در آنها مجتمع شود و ساير مردم ، كه در آنها يكى يا بيشتر از جنود عقل است ، مىتوانند به واسطه رياضات علميّه و عمليّه ، خود را كامل كنند و از جنود جهل منزَّه و مبرّى شوند و به جنود عقل مزيّن و محلَّى گردند و به درجهء علياى كامله در جوار انبياء و اولياء برسند .

--> ( 1 ) - اين تعبير ، مُتَّخذ است از اين بيت مثنوى معنوى : پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين ، سخت بىتمكين بود ( مثنوى معنوى ، جلال الدّين مولوى ، دفتر أوّل ، ص 130 ، طبع نيكلسون ، بيت 2128 ) .